فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 227
گر چه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود ، تا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندي آموز و کرم کن که نه چندان هنر است ، حيواني که ننوشد مي و انسان نشود گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض ، ور نه هر سنگ و گلي لولو و مرجان نشود اسم اعظم بکند کار خود اي دل خوش باش ، که به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود عشق مي ورزم و اميد که اين فن شريف ، چون هنرهاي دگر موجب حرمان نشود دوش مي گفت که فردا بدهم کام دلت ، سببي ساز خدايا که پشيمان نشود حسن خلقي ز خدا مي طلبم خوي تو را ، تا دگر خاطر ما از تو پريشان نشود
ذره را تا نبود همت عالي حافظ
،
طالب چشمه خورشيد درخشان نشود
تعبیر:
ریا و تکبر را از خود دور کن و دوباره با دقت به خود و اعمال خود نگاه کن. جنبه های منفی را رها کن و از ضعف های خود تجربه کسب کن تا به مقصود برسی. وقت خود را بیهوده تلف نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 252
گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر ، بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با ديده گريان بروم ، تا زنم آب در ميکده يک بار دگر معرفت نيست در اين قوم خدا را سببي ، تا برم گوهر خود را به خريدار دگر يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت ، حاش لله که روم من ز پي يار دگر گر مساعد شودم دايره چرخ کبود ، هم به دست آورمش باز به پرگار دگر عافيت مي طلبد خاطرم ار بگذارند ، غمزه شوخش و آن طره ي طرار دگر راز سربسته ما بين که به دستان گفتند ، هر زمان با دف و ني بر سر بازار دگر هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت ، کندم قصد دل ريش به آزار دگر
بازگويم نه در اين واقعه حافظ تنهاست
،
غرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر
تعبیر:
از زحمتی که تحمل کرده ای و تو را به نتیجه نرسانده است نا امید شده ای. غم و اندوه حاصلی ندارد و راههای دیگر را امتحان کن. اراده داشته باش و نا امیدی را رها کن. با هر کسی راز خود را در میان نگذار.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 354
به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم ، بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم الا اي همنشين دل که يارانت برفت از ياد ، مرا روزي مباد آن دم که بي ياد تو بنشينم جهان پير است و بي بنياد از اين فرهادکش فرياد ، که کرد افسون و نيرنگش ملول از جان شيرينم ز تاب آتش دوري شدم غرق عرق چون گل ، بيار اي باد شبگيري نسيمي زان عرق چينم جهان فاني و باقي فداي شاهد و ساقي ، که سلطاني عالم را طفيل عشق مي بينم اگر بر جاي من غيري گزيند دوست حاکم اوست ، حرامم باد اگر من جان به جاي دوست بگزينم صباح الخير زد بلبل کجايي ساقيا برخيز ، که غوغا مي کند در سر خيال خواب دوشينم شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعين ، اگر در وقت جان دادن تو باشي شمع بالينم
حديث آرزومندي که در اين نامه ثبت افتاد
،
همانا بي غلط باشد که حافظ داد تلقينم
تعبیر:
وفا و محبت را سرلوحه ی اعمال خود قرار داده ای. هم صحبتی با خردمندان و پیران دانا را رها نکن تا به تو گزندی نرسد. از تجربیات آنان استفاده کن تا به سعادت برسی. به فکر جمع کردن مال و ثروت نباش. عشق و محبت بالاترین سرمایه ی زندگی است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 347
صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم ، تا به کي در غم تو ناله شبگير کنم دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود ، مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم آن چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات ، در يکي نامه محال است که تحرير کنم با سر زلف تو مجموع پريشاني خود ، کو مجالي که سراسر همه تقرير کنم آن زمان کآرزوي ديدن جانم باشد ، در نظر نقش رخ خوب تو تصوير کنم گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد ، دين و دل را همه دربازم و توفير کنم دور شو از برم اي واعظ و بيهوده مگوي ، من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم
نيست اميد صلاحي ز فساد حافظ
،
چون که تقدير چنين است چه تدبير کنم
تعبیر:
اگر تصمیم تو مقدس باشد باید تمام عمر و وقت خود را وقف آن کنی و به نصیحت کسانی که می خواهند تو را منصرف کنند گوش مکن . با تزویر به هیچ کاری اقدام مکن و راستی پیشه کن .
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 143
سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد ، وان چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد گوهري کز صدف کون و مکان بيرون است ، طلب از گمشدگان لب دريا مي کرد مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش ، کو به تاييد نظر حل معما مي کرد ديدمش خرم و خندان قدح باده به دست ، و اندر آن آينه صد گونه تماشا مي کرد گفتم اين جام جهان بين به تو کي داد حکيم ، گفت آن روز که اين گنبد مينا مي کرد بي دلي در همه احوال خدا با او بود ، او نمي ديدش و از دور خدا را مي کرد اين همه شعبده خويش که مي کرد اين جا ، سامري پيش عصا و يد بيضا مي کرد گفت آن يار کز او گشت سر دار بلند ، جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد ، ديگران هم بکنند آن چه مسيحا مي کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پي چيست
،
گفت حافظ گله اي از دل شيدا مي کرد
تعبیر:
همه چیز به سعی و اراده خودت بستگی دارد. همت و تلاش را با توکل به خداوند همراه کن تا به مقصود برسی. هدف دور نیست اما رسیدن به آن به میزان اراده و تلاش خودت بستگی دارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 199
واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند ، چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند مشکلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس ، توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند گوييا باور نمي دارند روز داوري ، کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند يا رب اين نودولتان را با خر خودشان نشان ، کاين همه ناز از غلام ترک و استر مي کنند اي گداي خانقه برجه که در دير مغان ، مي دهند آبي که دل ها را توانگر مي کنند حسن بي پايان او چندان که عاشق مي کشد ، زمره ديگر به عشق از غيب سر بر مي کنند بر در ميخانه عشق اي ملک تسبيح گوي ، کاندر آن جا طينت آدم مخمر مي کنند
صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت
،
قدسيان گويي که شعر حافظ از بر مي کنند
تعبیر:
دروغ و فریب، عاقبت انسان را رسوا می کند. صفا و صداقت در کارها باعث پیشرفت انسان می شود. مراقب وسوسه ی دشمنان نابکار باش. هوا و هوس را از خود دور کن که تو را به کجراهه می کشاند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 134
بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل کرد ، باد غيرت به صدش خار پريشان دل کرد طوطي اي را به خيال شکري دل خوش بود ، ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد قره العين من آن ميوه دل يادش باد ، که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ساروان بار من افتاد خدا را مددي ، که اميد کرمم همره اين محمل کرد روي خاکي و نم چشم مرا خوار مدار ، چرخ فيروزه طربخانه از اين کهگل کرد آه و فرياد که از چشم حسود مه چرخ ، در لحد ماه کمان ابروي من منزل کرد
نزدي شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
،
چه کنم بازي ايام مرا غافل کرد
تعبیر:
در انجام کاری که در پیش داری دچار مشکل و نا امیدی شده ای. یأس و حرمان انسان را از ادامه ی راه باز می دارد و بهتر است راه های دیگر را هم امتحان کنی. با صبر و حوصله و ایمان می توانی کوه مشکلات را از پیش پای خود برداری. مشورت با صاحبنظران را فراموش نکن. به تنهایی از عهده ی حل مشکلات بر نمی آیی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 143
سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد ، وان چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد گوهري کز صدف کون و مکان بيرون است ، طلب از گمشدگان لب دريا مي کرد مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش ، کو به تاييد نظر حل معما مي کرد ديدمش خرم و خندان قدح باده به دست ، و اندر آن آينه صد گونه تماشا مي کرد گفتم اين جام جهان بين به تو کي داد حکيم ، گفت آن روز که اين گنبد مينا مي کرد بي دلي در همه احوال خدا با او بود ، او نمي ديدش و از دور خدا را مي کرد اين همه شعبده خويش که مي کرد اين جا ، سامري پيش عصا و يد بيضا مي کرد گفت آن يار کز او گشت سر دار بلند ، جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد ، ديگران هم بکنند آن چه مسيحا مي کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پي چيست
،
گفت حافظ گله اي از دل شيدا مي کرد
تعبیر:
همه چیز به سعی و اراده خودت بستگی دارد. همت و تلاش را با توکل به خداوند همراه کن تا به مقصود برسی. هدف دور نیست اما رسیدن به آن به میزان اراده و تلاش خودت بستگی دارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 64
اگر چه عرض هنر پيش يار بي ادبيست ، زبان خموش وليکن دهان پر از عربيست پري نهفته رخ و ديو در کرشمه حسن ، بسوخت ديده ز حيرت که اين چه بوالعجبيست در اين چمن گل بي خار کس نچيد آري ، چراغ مصطفوي با شرار بولهبيست سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد ، که کام بخشي او را بهانه بي سببيست به نيم جو نخرم طاق خانقاه و رباط ، مرا که مصطبه ايوان و پاي خم طنبيست جمال دختر رز نور چشم ماست مگر ، که در نقاب زجاجي و پرده عنبيست هزار عقل و ادب داشتم من اي خواجه ، کنون که مست خرابم صلاح بي ادبيست
بيار مي که چو حافظ هزارم استظهار
،
به گريه سحري و نياز نيم شبيست
تعبیر:
راه رسیدن به مقصود مشکل و ناهموار است اما با پشت گرمی به دعا و سعی و کوشش مشکل تو حل می شود. رسیدن به سعادت ساده و آسان نیست و سعی و تلاش و ثبات قدم می خواهد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 121
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است ، کسي آن آستان بوسد که جان در آستين دارد دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است ، که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست ، بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را ، که صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان ، که دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است ، که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان ، که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمي خواهم چو حافظ عاشق مفلس
،
بگوييدش که سلطاني گدايي همنشين دارد
تعبیر:
آن کسی می تواند راحت و آسوده زندگی کند که تکبر و ریا را از خود دور کند و دیگران را تحقیر نکند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. به دنبال هر راحتی، سختی و مشکلاتی به همراه است. باید عاقبت اندیش بوده و به فکر فردای خود باشی. با دوستان و آشنایان به مهربانی رفتار کن تا در سختی ها به تو کمک کنند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 102
دوش آگهي ز يار سفرکرده داد باد ، من نيز دل به باد دهم هر چه باد باد کارم بدان رسيد که همراز خود کنم ، هر شام برق لامع و هر بامداد باد در چين طره تو دل بي حفاظ من ، هرگز نگفت مسکن مالوف ياد باد امروز قدر پند عزيزان شناختم ، يا رب روان ناصح ما از تو شاد باد خون شد دلم به ياد تو هر گه که در چمن ، بند قباي غنچه گل مي گشاد باد از دست رفته بود وجود ضعيف من ، صبحم به بوي وصل تو جان بازداد باد
حافظ نهاد نيک تو کامت برآورد
،
جان ها فداي مردم نيکونهاد باد
تعبیر:
به نصایح بزرگان و مشفقان گوش فرا ده. ناراحتی و اندوهی که وجود تو را تهدید می کند برطرف و نابود می شود. از عزیزی به تو پیامی خواهد رسید. وجود صادق و بی ریای تو در کارها به تو کمک خواهد کرد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 332
مزن بر دل ز نوک غمزه تيرم ، که پيش چشم بيمارت بميرم نصاب حسن در حد کمال است ، زکاتم ده که مسکين و فقيرم چو طفلان تا کي اي زاهد فريبي ، به سيب بوستان و شهد و شيرم چنان پر شد فضاي سينه از دوست ، که فکر خويش گم شد از ضميرم قدح پر کن که من در دولت عشق ، جوان بخت جهانم گر چه پيرم قراري بسته ام با مي فروشان ، که روز غم بجز ساغر نگيرم مبادا جز حساب مطرب و مي ، اگر نقشي کشد کلک دبيرم در اين غوغا که کس کس را نپرسد ، من از پير مغان منت پذيرم خوشا آن دم کز استغناي مستي ، فراغت باشد از شاه و وزيرم من آن مرغم که هر شام و سحرگاه ، ز بام عرش مي آيد صفيرم
چو حافظ گنج او در سينه دارم
،
اگر چه مدعي بيند حقيرم
تعبیر:
با اراده و محکم به پیش برو. در این راه به اراده و تصمیم های به جای خود اعتماد کن. سست اراده و ترسو نباش. ایمان و اراده ی محکم، بهترین یار و یاور تو است. تا به کسی اعتماد نکرده ای با او درد دل نکن.